شمس الدين محمد بن محمود آملي

407

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

آن احساس نتواند كردن اينست حقيقت ادراك بر سبيل انعكاس . فصل ششم در خيال بدانكه مبصرات كه بصر بانعكاس ادراك آن كند يا از پس مرات ادراك كند يا از پيش يا در سطح مرات و صورت منعكسه را موضعى معين بحسب شكل مرات و وضع بصر از مرات باشد كه صورت را پيوسته در آنموضع بيند و مادام كه عقد وضع بصر از مرات متغير نشود آن متغير نشود و صورت مدركه در مرات را خيال خوانند . و موضع او را موضع خيال و موضع خيال هر نقطه كه انعكاس مدرك شود ملتقى خط انعكاس بود و عمودى را كه خارج شود ازو خط خيال خوانند . و خط خيال و خط انعكاس هر دو متلاقى شوند و در آينه مسطحه موضع خيال دائما وراء سطح مرات بود و بعد او از سطح مرآت همچو بعد نقطه مبصره بود از او و هر نقطه را كه در مرات كرى محدب ادراك كند خارج از سهم انعكاس بود و خط خيال او ملاقى خط انعكاس نبود و موضع خيال در داخل كره و در سطح او و خارج ازو تواند بود الا آنكه بصر ادراك او پيوسته وراء مرات كند و مواضع او بصر را بقياس با سطح مرات متميز نشود و هر نقطه را خيالى و نقطه انعكاس باشد . و همچنين در مرآت اسطوانى و مخروطى كه محدب باشد و هر نقطه را كه در مرات كرى مقعر ادراك كند خط انعكاس او گاه ملاقى خيال شود و گاه موازى او و آنچه ملاقى او شود گاه وراى مرات بود و گاه اقدام او و آنچه قدام ميان بصر و مرات ملاقى شود و نزد مركز بصر و از وراى مركز بصر و ادراك بصر اين صور را مختلف شود . و بعضى از آنكه مواضع خيالات آن وراى مرات يا ميان بصر و سطح مراة بود محقق باشد . و بعضى كه خيالات آن را مواضع محدوده نباشد يا مواضع آنمركز بصر يا